نتایج کاشت حلزون در کودکان ناشنوایی که والدین ناشنوا
دارند: مطالعه تطبیقی

مترجم:‌ زهره مقدادی

چکیده
هدف: این مطالعه‌ی پس‌رویدادی نتایج کاشت حلزونی را در نسل اول و دوم کودکان ناشنوا
مقایسه می‌کند.
روش: گروه مورد مطالعه شامل هفت کودک ناشنوا با والدین ناشنوا است که عمل کاشت حلزون
را انجام داده‌اند. با استفاده از روش نمونه گیری همتا ۱ ، همین تعداد کودک ناشنوا با والدین شنوا به
عنوان گروه مرجع انتخاب شدند. شرکت کنندگان براساس زمان شروع ناشنوایی و شدت آن، طول
مدت ناشنوایی، سنی که در آن عمل کاشت حلزون را انجام داده‌اند، مدتی که کاشت حلزون داشتند،
جنسیت، و مدل کاشت حلزون با یکدیگر جور شدند. ما برای اندازه‌گیری سطح ادراک سخن، تولید
گفتار، و رشد زبان، به ترتیب از «آزمون ادراک شنوایی فارسی برای کسانی که اختلال شنوایی
دارند»، «مقیاس درجه بندی وضوح کلامی»، و «آزمون تقلید جمله» استفاده کردیم.
نتایج: هر دو گروه کودکان نشانه‌هایی از رشد شنوایی و گفتاری نشان دادند. با این حال عملکرد
کاشت حلزون در کودکان ناشنوای نسل دوم (آن‌هایی که والدین ناشنوا دارند) بهتر از کودکان ناشنوا
با والدین شنوا بود.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان می‌دهد که از نظر عملکرد کاشت حلزون، کودکان ناشنوای نسل
دوم از کودکان ناشنوا با والدین شنوا پیشی می گیرند. به نظر می‌آید که تشویق کودک ناشنوا به
یادگیری زبان اشاره از کودکی، قبل از کاشت حلزون، توانایی آن ها را برای یادگیری زبان گفتاری
بعد از عمل کاشت حلزون افزایش می‌دهد.
لغات کلیدی: ناشنوایی، گوش داخلی، کاشت حلزون، پیش آگهی، تحقیقات پیامدی

مقدمه
رشد کاشت حلزون برای تحریک گوش داخلی انقلابی در درمان کودکان ناشنوا بود. عواملی که بر
نتیجه کاشت حلزون در کودکان اثر می‌گذارند در بسیاری از مطالعات مورد بررسی قرار گرفته‌
است. تشخیص این عوامل از این جهت ارزشمند است که به محققین اجازه می‌دهد تا معیارهای لازم
برای داوطلبین کاشت حلزون را توسعه دهند و برنامه‌های مداخله‌ای مؤثرتری طراحی کنند تا رشد
شنوایی، گفتاری و زبانی را در کسانی که عمل کاشت انجام داده‌اند آسان‌تر کنند.
اگرچه بیشتر کودکان ناشنوا در خانواده‌ای شنوا متولد می شوند، کودکان ناشنوایی که در یک
خانواده ناشنوا بزرگ شده‌اند از نظر عملکرد هوشی و تواناهایی مرتبط با آن از کودکانی که در

خانواده شنوا هستند پیشی می‌گیرند. این‌ کودکان ناشنوای نسل دوم که از زمان تولد زبان اشاره را
به عنوان زبان مادری از والدین‌شان فرا می‌گیرند و به همین دلیل به آن‌ها «اشاره گر» گفته
می‌شود، نسبت به همتایان شان، که والدین شنوا دارند، در تست‌های هوش بهتر عمل می‌کنند.
همچنین از نظر وظایف مربوط به «تئوری ذهن»، به طرز قابل توجهی نسبت به کودکان ناشنوا با
والدین شنوا عملکرد بهتری نشان می‌دهند. علاوه بر این، در مقایسه با کودکان ناشنوای نسل اول یک
زبان دوم کلامی را بهتر فرا می‌گیرند، و مهارت‌های خواندن بهتری دارند.
اندازه گیری زمان عکس‌العمل نشان می‌دهد کودکان ناشنوا با والدین ناشنوا، در مقایسه با
همتایان‌شان که والدین شنوا دارند، و در مقایسه با کودکان شنوا، بهتر عمل می‌کنند. شاید دلیلش
استفاده از زبان اشاره به عنوان ابزاری برای برقراری ارتباط اولیه باشد. کودکان ناشنوا با والدین
ناشنوا در مقایسه با همتایان ناشنوایشان که والدین شنوا دارند، در حرکت دادن دست‌هایشان
باتجربه‌تر هستند.
همچنین برخی از محققین معتقدند که چون کودکان ناشنوای نسل دوم از اوایل کودکی در معرض
زبان تصویری قرار می‌گیرند برخی از جنبه‌های پردازش تصویری در آن ها ارتقاء می یابد.
دیگر یافته‌ها نشانگر رشد بیشتر نیمکره چپ در اشاره‌گر است. شاید دلیلش این باشد که کودکان
ناشنوا با والدین شنوا، در مقایسه با نسل دوم کودکان ناشنوا، دیرتر به ابزارهای ارتباطی دسترسی
پیدا می‌کنند. تجربه زبانی زودهنگام می تواند منجر به یادگیری موفقیت آمیز زبان دوم شود، حتی
وقتی که زبان اول زبان اشاره و زبان دوم یک زبان گفتاری باشد.
تحقیقاتی در زمینه‌ی مقایسه‌ی جنبه‌های شناختی، بین کودکان ناشنوایی که در خانواده ناشنوا
بزرگ شده‌اند و آن‌هایی که در خانواده شنوا بزرگ شده‌اند، انجام شده ‌است. اما نتیجه کاشت
حلزونی در این دو گروه مقایسه نشده است.
این مطالعه‌ی پس‌رویدادی رابطه‌ی بین وضعیت شنوایی والدین و نتیجه ی کاشت حلزونی را در
بین کودکان ناشنوا بررسی می‌کند. ما ادراک سخن، تولید گفتار و رشد زبان را در کودکانی که
کاشت حلزونی داشته‌اند بررسی کرده‌ و آن‌هایی را که والدین ناشنوا داشتند با آن‌هایی که والدین
شنوا داشتند مقایسه کرده‌ایم.

ابزار و روش‌ها
گروه مورد مطالعه شامل هفت کودک ناشنوا با کاشت حلزونی می شد که والدین ناشنوا داشتند. این
کودکان زبان اشاره فارسی را از والدین شان یاد گرفته‌اند. گروه مرجع همین تعداد کودک ناشنوا
بودند که والدین شنوا داشتند و با روش نمونه‌گیری همتا انتخاب شدند. شرکت کنندگان براساس زمان
شروع ناشنوایی و شدت آن، طول مدت ناشنوایی، سنی که در آن عمل کاشت حلزون را انجام
داده‌اند، مدتی که کاشت حلزون داشتند، جنسیت، و مدل کاشت حلزون با یکدیگر جور شدند. همه‌ی
کسانی که ناشنوایی همراه با ناهنجاری داشتند یا علاوه بر ناشنوایی معلولیت دیگری هم داشتند، از
مطالعه حذف شدند. ویژگی‌های جمعیت‌شناختی شرکت‌کنندگان در جدول ۱ داده شده است. شرکت
کنندگان از بین ۷۳۹ کودک انتخاب شدند که از قبل از زبان باز کردن ناشنوا بوده‌اند و در بازه‌ی
سنی ۱۸ تا ۶۷ ماهگی، بین سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۹، در مرکز کاشت حلزون ایران عمل کاشت را
انجام داده‌اند. پزشکان برای همه ی شرکت کنندگان قبل از یک سالگی تشخیص کم شنوایی عمیق و
دوطرفه‌ی حسی شنوایی داده‌اند.
ما برای اندازه‌گیری سطح ادراک سخن، تولید گفتار، و رشد زبان، به ترتیب از «آزمون ادراک
شنوایی فارسی برای کسانی که اختلال شنوایی دارند»، «مقیاس درجه بندی وضوح کلامی»، و
«آزمون تقلید جمله» استفاده کردیم.
«آزمون ادراک شنوایی فارسی برای کسانی که اختلال شنوایی دارند» شامل ۵۰ آیتم می شود که بر
اساس میزان سختی در ۳ سطح درجه بندی شده‌اند. سطح اول ۱۶ آیتم دارد که اگاهی شنوایی، مدت

زمان و شدت آن، تشخیص گام‌ها ۲ ، و تشخیص لغات و جملات از میان اطلاعات زِبرزنجیری ۳ را
ارزیابی می‌کند. سطح دوم ۲۲ آیتم دارد که وظیفه‌ی آن ارزیابی ادراک حروف صامت و مصوت به
وسیله‌ی اطلاعات قطعه قطعه ۴ و تشخیص واج ها، کلمات و جملات با استفاده از اطلاعات قطعه
قطعه در یک مجموعه‌ی بسته است. سطح سوم ۱۲ آیتم دارد و قدرت درک را در مجموعه‌های باز
و بسته ارزیابی می‌کند. امتیاز کل آزمون ۱۰۰ است. صحت و اعتبار این آزمون قابل قبول است:
براساس روش دو نیمه کردن و به کمک فرمول اسپیرمن براون (Spearman Brown formula)
و تکرار پذیری، اعتبار به ترتیب ۹۶/۰= α و ۹۷/۰= α است؛ و همسانی درونی براساس فرمول
کادر ریچاردسون (Kuder Richardson formula) ۹۵/۰= α است. اعتبار ساختاری آزمون
۸۳/۰=R است. آیتم‌های این آزمون را یک سخنگوی مرد با صدای زنده و کنترل شده و در سطح
متوسط dB SPL ۷۰ و در یک اتاق عایق صوتی ارائه داد.
مقیاس درجه بندی وضوح کلامی، کیفیت توانایی تولید گفتار را در کودکان ناشنوا تعیین می‌کند. این
مقیاس پنج درجه دارد. کمترین آن کلماتی است که از قبل در زبان گفتاری قابل تشخیص بوده‌اند و
بیشترین آن گفتار پیوسته‌ای است که برای همه‌ی شنوندگان مفهوم باشد. اعتبار این مقیاس ارزیابی
شده‌است و مشاهده‌گرانی که از آن برای تخمین وضوح کلامی کودکان ناشنوا بعد از عمل کاشت
حلزونی استفاده کرده‌اند تا حد زیادی نتایج مشابهی ارائه داده‌اند. یک گفتار درمان با توجه به
دستورالعمل‌های از قبل تعیین شده که طراحان مقیاس پیشنهاد داده‌اند، به عملکرد هر کودک امتیاز
داد.
تقلید جمله یک شاخص مناسب برای توانایی‌های زبانی کودک ، و مرتبط با دیگر معیارهای زبانی
است. ما در این مطالعه از «خرده آزمون تقلید جمله»، که زیر مجموعه‌ی «آزمون رشد زبان فارسی»
است، استفاده کردیم. این خرده آزمون ۳۰ آیتم دارد و عبارت‌های گرامری را ارزیابی می‌کند. هر
جمله‌ای را که آزمونگر می‌خواند کودک گوش می‌دهد و بلافاصله بعد از آزمونگر تکرار می‌کند.
شرکت کنندگان چهار دفعه ارزیابی شدند: زمانی که عمل کاشت را انجام دادند، ۶ و ۱۲ ماه بعد از
عمل کاشت، و زمانی که ما مشغول جمع‌آوری داده‌ها برای این تحقیق بودیم. داده‌ها بر حسب میانگین
و انحراف از معیار بیان شدند. امتیاز عملکرد کودکان ناشنوا با والدین ناشنوا با کودکان ناشنوایی که
والدین شنوا داشتند مقایسه شد. با در نظر گرفتن زمان به عنوان یک فاکتور، تحلیل ناپارامتری
واریانس برای اندازه‌گیری های مکرر (آزمون‌های فریدمن) بر روی «آزمون ادراک شنوایی فارسی
برای کسانی که اختلال شنوایی دارند»، «آزمون درجه بندی وضوح کلامی»، و «آزمون تقلید جمله»
انجام شد. همچنین با استفاده از «آزمون‌های یو مان ویتنی» تفاوت‌های قابل توجه را بین کودکان
نانشنوایی که والدین ناشنوا داشتند و آن‌هایی که والدین شنوا داشتند تشخیص دادیم. برای تحلیل آماری
از «بسته‌ی آماری سوشیال ساینس ورژن ۱۶.۰ ویندوز» استفاده کردیم.
نتایج
از نظر سن تقویمی، سنی که در آن عمل کاشت انجام شده، جنسیت، مدت زمان کاشت و نوع
ایمپلنت به کار رفته،‌ تفاوت قابل توجهی بین دو گروه وجود نداشت (p<0.01).
کودکان ناشنوایی که والدین ناشنوا دارند
نتایج نشان می‌دهند که در «آزمون ادراک شنوایی فارسی برای کسانی که اختلال شنوایی دارند»،
«مقیاس امتیازدهی وضوح کلامی»، و «آزمون تقلید جمله»،‌ نمرات کودکان ناشنوایی که والدین
ناشنوا داشتند، نسبت به آن‌هایی که والدین‌شان شنوا هستند، پیشرفت چشمگیرتری دارد.‌
در این کودکان متوسط نمرات «آزمون ادراک شنوایی فارسی برای کسانی که اختلال شنوایی
دارند»، «مقیاس امتیازدهی وضوح کلامی»، و «آزمون تقلید جمله» در ارزیابی اول به ترتیب

۴۲/۱، ۱ و ۰ بود که در عرض زمان متوسط ۲۸/۶۷ ماه به ۵۸/۷۵، ۸۵/۴ و ۱۴/۱۵ افزایش پیدا
کرد.
کودکان ناشنوا با والدین شنوا
در کودکان ناشنوا با والدین شنوا، متوسط نمرات «آزمون ادراک شنوایی فارسی برای کسانی که
اختلال شنوایی دارند»، «مقیاس امتیازدهی وضوح کلامی»، و «آزمون تقلید جمله» در ارزیابی اول
به ترتیب ۸۵/۱، ۱۴/۱ و ۰ بود که در عرض زمان متوسط ۸۵/۶۹ ماه به ۸۵/۵۸، ۵۷/۳ و
۷۱/۶ افزایش پیدا کرد. با گذشت زمان همه نمرات به طرز قابل توجهی بهبود یافتند.
مقایسه بین دو گروه
شکل ۱، ۲ و ۳ نمرات آزمون‌های مختلف را برای هر دو گروه در زمان‌های مختلف مقایسه
می‌کند. توانایی ادراک سخن در کودکان توسط «آزمون ادراک شنوایی فارسی برای کسانی که
اختلال شنوایی دارند» اندازه‌گیری شد. این آزمون در زمان کاشت، ۶ و ۱۲ ماه پس از کاشت، و در
ارزیابی نهایی از کودکان گرفته شد. متوسط نمرات در کودکانی که والدین ناشنوا داشتند به ترتیب
۴۲/۱، ۴۲/۴۰، ۴۲/۶۶ و ۸۵/۷۵ و در کودکانی که والدین شنوا داشتند به ترتیب ۸۵/۱، ۲۸/۲۲،
۴۲/۳۴ و ۸۵/۵۸ بود. دو گروه در ارزیابی ۶ و ۱۲ ماهه تفاوت فاحشی داشتند، اما در ارزیابی
اولیه و نهایی این تفاوت خیلی چشمگیر نبود. این نشان می‌دهد اگرچه کودکانی که والدین ناشنوا
دارند پیش‌رفتشان سریع‌تر است، ‌اما در دراز مدت دو گروه از نظر ادراک سخن تقریباً برابر
هستند. اینکه دو گروه در ارزیابی اولیه تفاوت فاحشی نداشتند، نشان می‌دهد که انتخاب یکسان
نمونه‌ها با شرایط همسان اولیه موفقیت‌آمیز بوده است.
توانایی وضوح کلامی در کودکان توسط «مقیاس درجه‌بندی وضوح کلامی» اندازه‌گیری شد. این
آزمون در زمان کاشت، ۶ و ۱۲ ماه پس از کاشت، و در ارزیابی نهایی از کودکان گرفته شد. متوسط
نمرات در کودکانی که والدین ناشنوا داشتند به ترتیب ۱، ۲۸/۲، ۸۵/۳ و ۸۵/۴ و در کودکانی که
والدین شنوا داشتند به ترتیب ۱۴/۱، ۲۸/۱، ۲ و ۵۷/۳ بود. نتایج دو گروه در ارزیابی ۶ و ۱۲ ماهه
و ارزیابی نهایی تفاوت فاحشی داشت.
توانایی تولید گفتار در کودکان توسط «آزمون تقلید جمله» اندازه‌گیری شد. این آزمون در زمان
کاشت، ۶ و ۱۲ ماه پس از کاشت، و در ارزیابی نهایی از کودکان گرفته شد. متوسط نمرات در
کودکانی که والدین ناشنوا داشتند به ترتیب ۰، ۵۷/۱، ۶ و ۱۴/۱۵ و در کودکانی که والدین شنوا
داشتند به ترتیب ۰، ۲۸/۰، ۰۸۵/۰ و ۷۱/۶ بود. . نتایج دو گروه در ارزیابی ۶ و ۱۲ ماهه و
ارزیابی نهایی تفاوت فاحشی داشت.
به طور خلاصه، نتایج نشان می‌دهند که کودکان ناشنوا با والدین ناشنوا عملکرد بهتری نسبت به
کودکان ناشنوا با والدین شنوا دارند.
بررسی
هدف این تحقیق مقایسه عملکرد کاشت حلزون در کودکان ناشنوا با والدین ناشنوا نسبت به کودکان
ناشنوا با والدین شنوا بود. یافته‌های ما نشان دادند که عملکرد کودکان ناشنوایی که والدین ناشنوا
دارند نسبت به آن‌هایی که والدین شان شنوا هستند به وضوح بهتر است. این اختلاف عملکرد در
حالتی بود که دو گروه از نظر زمان شروع ناشنوایی و شدت آن، طول مدت ناشنوایی، سنی که در آن
عمل کاشت حلزون را انجام داده‌اند، مدتی که کاشت حلزون داشتند، جنسیت، و مدل کاشت حلزون
یکسان بودند.

مطالعات قبلی نشان داده‌اند که کودکان ناشنوایی که والدین ناشنوا دارند، نسبت به کودکان ناشنوا با
والدین شنوا عملکرد بهتری در تست‌های هوش، وظایف مربوط به «تئوری ذهن»، یادگیری زبان
دوم، مهارت‌های خواندن، زمان عکس‌العمل و رشد نیمکره چپ مغز از خود نشان می‌دهند.
وقتی یافته‌های مطالعات قبلی را در کنار یافته‌های این تحقیق قرار می‌دهیم به این نتیجه میرسیم که
کودکان ناشنوا با والدین ناشنوا از نظر توانایی برقراری ارتباط نسبت به همتایانشان با والدین شنوا
برتری دارند . شاید دلیل این برتری شروع زودتر برقراری ارتباط بین کودک ناشنوا و والدین ناشنوا
باشد. والدین ناشنوا در مقایسه با والدین شنوا، ‌بهتر از پس نیازهای یادگیری اولیه کودک
برمی‌آیند. علاوه بر این یادگیری دستور زبان دیداری-فضایی زبان اشاره مهارت‌های دیداری و
فضایی کودک ناشنوا را بهبود می‌بخشد. در خانواده‌های ناشنوا قرار گرفتن در معرض ارتباط
دیداری منجر به رشد راهکارهایی از زمان تولد می‌شود: والدین ناشنوا بلافاصله بعد از تولد از
طریق ژست و اشاره با کودکشان ارتباط برقرار می‌کنند. کودکان ناشنوا قبل از عمل کاشت دسترسی
کافی به اطلاعات شنیداری ندارند؛ به‌‌همین خاطر بخش دیداری ارتباط برای آن‌ها بسیار حیاتی
است. والدین ناشنوا از طریق تماس چشمی، حالت چهره، زبان بدن، لب‌خوانی و مخصوصا از راه
زبان اشاره،‌با کودک ناشنوای خود ارتباط برقرار می‌کنند. والدین ناشنوای کودک ناشنوا می‌توانند
ارتباط دیداری را حفظ کنند. آن‌ها می‌توانند برای برقراری ارتباط صبر کنند تا توجه دیداری کودک
جلب شود. والدین شنوا به این روش ارتباطی عادت ندارند، چون آن‌ها برای برقراری ارتباط از
روش دیداری-شنیداری استفاده می‌کنند. به همین خاطر کودکان ناشنوای والدین ناشنوا زبان را به
طور طبیعی فرا می‌گیرند.
 کودکان ناشنوا با والدین ناشنوا از نظر عملکرد کاشت حلزون از کودکان ناشنوایی که والدین
شنوا دارند پیشی می‌گیرند.
 باید کودکان ناشنوا را تشویق کرد که از سن کم (قبل از عمل کاشت) زبان اشاره را فرا
بگیرند.
 این کار به آن‌ها کمک می‌کند تا بعد از عمل کاشت بهتر زبان گفتاری را فرا بگیرند.
علاوه بر این مطالعات قبلی نشان داده‌اند که سنی که کودک زبان اول را فرا می‌گیرد، عاملی تعیین
کننده در فراگیری زبان اول و دوم است. اگر کودک در سن کم زبان اشاره را به عنوان زبان اول یاد
بگیرد، بعدتر می‌تواند بهتر به زبان گفتاری تسلط پیدا کند.
نتیجه‌گیری
یافته‌های این مطالعه تایید می‌کنند که کودکان ناشنوای نسل دوم از نظر عملکرد کاشت حلزون بر
کودکان ناشنوای نسل اول برتری دارند. پس می‌توان نتیجه گرفت تشویق کودکان به یادگیری زبان
اشاره از سن کم، قبل از عمل کاشت، می‌تواند به یادگیری زبان گفتاری بعد از کاشت حلزون کمک
کند. پیشنهاد می‌دهیم در مطالعات بعدی تعداد بیشتری از کودکان ناشنوای نسل دوم از نظر عملکرد
کاشت حلزون با کودکان ناشنوای نسل اول مقایسه شوند.

  1. Matched sampling
  2. Pitch identification
  3. Suprasegmental
  4. Segmental information

منبع مقاله:

Hassanzadeh, S (2012). Outcomes of cochlear implantation in deaf children of deaf
parents: comparative study. The Journal of Laryngology & Otology, 126(10),
989–994. doi:10.1017/S0022215112001909

ورود

عضویت

اطلاعات شخصی شما برای پردازش سفارش شما استفاده می‌شود، و پشتیبانی از تجربه شما در این وبسایت، و برای اهداف دیگری که در سیاست حفظ حریم خصوصی توضیح داده شده است.